خرید بک لینک

نمیدونم چرا قرار نیس این قضیه تموم شه

امروز "مـ" اومده دایرکتم بعد از کلی پرسیدن حال بابا و...

ازم عذر خواهی کرد بخاطر گذشته

ازم خواست حلالش کنم

گفت هنوز دوستم داره و خوشحاله که رفتارم بازم شده مث همون اولا

گفت تنها دختری هستم که رفتارم براش مهمه :/

هنگم خدا

فک میکردم داره ازم متنفر میشه

آخه تا کی قراره ادامه پیداکنه این قضیه؟

دوسش ندارم

واقعا نمیدونم چرا

ولی هرکاری میکنم هیچ حسی بهش پیدانمیکنم

کاش عاشق یکی دیگه میشد و ازمن متنفر میشد

کاش دیگه بهم فک نمیکرد

قضیه پسر همسایمونَمـ ب مامانم گفتم

گفت واقعا تو بهش هیچی نگفتی؟

باید یه جوری حرفشو به مسخره میگرفتی من اصلا از خانوادشون خوشم نمیاد اصلا به ما نمیخورن :/

واقعنم حق داش حالا ک فِک میکنم باید یه جواب بهتر میدادم:/

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی