_28_
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 1:18
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
_29_
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 1:18
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
_20_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
بَعضی وقتا بِ بعضیا حسودیم میشه درسته حالشون بَده ک عشقشون نیست و... ولی حداقل یکی رو دارن ک هر روز بهش فکر کنن یکی رو دارن ک با هر آهنگ یادش بیفتنیکی رو دارن ک عکساشو نگاه کنن نمیدونم مشکل ازمنه یا از بقیه میگما یه وقت زشت نباشه من توی این 21سال زندگیم تا حالا عاشق نشدم :/ تا حالا قلبم واسه کسی ب ت...
_22_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
خیلی وقته دیگه برام مهم نیس کسی میاد اینجا یا ن بیشتر واسه دل خودمه ک مینویسموگرنه برام اهمیتی نداره کی نظر بده کی نظر نده از این ب بعد فقط هرکی بیاد وبم بهش سر میزنم :) ولی ازهمه اونایی ک همیشه بهم سر میزنن ممنونم :)
_23_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
امروز صب رسیدیم خونه :/ خداروشکر خوش گذشتبعضی چیزا هم بود ک.......نگم بهتره اه بازی دیروزو نتونستم ببینم مجبور شدم دست ب دامان استقلالیا بشم بهم گزارش لحظه ب لحظه بدن:/ خداااااااااااااروشکر بازم مث همیشه بردیم کلی صلوات نذر کردم انقدر استرس داشتم
_24_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
چقدر بده آدمای اطرافت انقدر کوته فکر باشن ک خیلی راحت قضاوتت کنن همون ادمایی ک همیشه ازت تعریف میکنن :/ البته پیش خودتچقدر بده توی این دنیا با این همه انسان از نسل ادم وحوا نتونی ب کسی اعتماد کنی شاید اگه ادم وحوا میدونستن قراره قرنها بعد از اونا این اتفاقا بیفته و جهان این شکلی بشه هیچ وقت ب سیب دس...
_25_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
بالاخره کتاب صدسال تنهایی رو خریدم (البته پدر گرامی خرید) انقدر ذوق مرگ شدم ک هنوزم ذوق دارم دقیقا مث کتاب سهراب ک خرید وهنوزم بعد دو سال یاد کتابم میفتم از خوشی میمیرم اصن عاشق کتابم تاااااازه از شمالم خرید کردم یه چن تایی ولی از بین همه اونا یه تیشرت پسرونه خریدم ک خیلی میدوسمش کلا یه چیزی ک دوس د...
_F0r My self_
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 2:31
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
_17_
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:05
وای دیروز چقدر خوش گذشتبا اکیپمون رفتیم کافی شاپ خیلی خوب بود ینی این سام دلقک انقد چرت وپرت گفت کافه رو گذاشته بودیم روسرمون :D دخترای میز بغلی هم ک داشتن درسته قورتش میدادن اه اه انقده بدم میاد از این دخترا ک میخوان خودشونو قالب طرف کننا توی اون وضعیت شلوغ یه دختره زنگ زده میگه مامانت هس گوشی رو ب...
-12-
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:09
نگاهاشنگاهاش اگه دوسمـ نداش چرا گفت داره؟ چرا اینجوری نگام میکنه هنوزمـ ک هنوزه؟ چرا وقتی میخندم نگامـ که بهش میفته میبینمـ میخ شده بهمـ؟ دوستم نداره؟ اصن چــــــــرا نباید داشته باشه؟ پس چرا زود غذاشو و میخورد و میرفت خونشون ؟ اگه داره چرا دوباره نیومد سمتمـ؟ لَعنت ب این غرور لعنتیمـ بعضی وقتا به خ...
- тнiятɘɘи-
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:09
ای بابا حوصِلمـ پوکیدنمیدونَم چیکار کنـمـ؟ بخاطر پامـ ن میتونَمـ بِرقصَم ن میتونَم بِرم بیرون :( ولی از یه طَرفَمـ یه خوبیایی داره مامان ازم نمیخواد کاری کنمـ :)
- 14 -
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:09
نمیدونم چرا قرار نیس این قضیه تموم شه امروز "مـ" اومده دایرکتم بعد از کلی پرسیدن حال بابا و... ازم عذر خواهی کرد بخاطر گذشته ازم خواست حلالش کنم گفت هنوز دوستم داره و خوشحاله که رفتارم بازم شده مث همون اولا گفت تنها دختری هستم که رفتارم براش مهمه :/ هنگم خدا فک میکردم داره ازم متنفر میشه آخه تا کی ق...
_15_
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:09
امروز از اون روزاس که دلم میخواد فقط بنویسمـ فقط نمیدونم از چی:/خود درگیری مزمن گرفتم :/ یه چَن وقته دارم خودمو گول میزنمـ نمیخوام قبول کنم کِ شکست خوردَمـ البته حالا کِ بیشتر فِک میکنم شکست نخوردمـ هنوزم امید دارَم کِ میتونَم :) خدایا مِرسی هسی :) هَرچی فِک میکنم میبینَم دلیلی نداره نَتونَم :) توی ...
_16_
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 22:09
چِ تابستونی شدا:/چقدر برنامه ریزی کردمـ قَبلش هیچکدومـ از کارایی ک گفتم انجام نَدادم فقط کارمـ شده اومدن اینجا بَعد یه نگاه گذری به اینستا بَعدمـ نگاه کردن فیلم کلش همینجوری میگذره باید یه برنامه بریزم با بچه ها اکیپی بریم بیرون :) حوصلم پوکید توی خونه :/
:(
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
سخت است درک کردن ٬دخـــــتری که غــم هایـــــش راخودش میــــداند و دلش …که همه تنـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛که حســــرت میـــــخورندبــخاطرشاد بودنــــــــش …بخاطرخنده هایـــــــــش …… وهیچکسجزهمان دختــــــــر نمیــــداند چقدرتنهاســــــت …که چقدرمیـــــــترسد …ازباخــــــتن …ازاعتــــماد
خودم ؛ تولدت مُبارك ...
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
یک دی ماه دیگه میگذره از بودنم ، یه تولد دیگه...یا یک قدم نزدیکتر به مرگ... بازم یه تاریخ 23 /10/75 19 سال گذشت و رسیدم به 20 هر سال كه گذشت ،از آدما دورتر شدم كادوهای تولد كم شد! آدمای بد دیدم.. بهترین دوستم بهم نارو زد آدمای خوب دیدم غم دیدم... قلبم با تمام وجود دردو حس كرد... تنهایی رو بلد شدم
من برگشتــــــــــــــــــــــم:D
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
چـہ روزایے بوב توے این بیـωـت ωـال پارسال بـבترین سالے بوב ڪـہ בاشتم همش تموҐ شـב ازבواج نڪرבҐ خـבاروشڪر ولے ᓘـب هنوزҐ ᓘـیلیا یـہ جورے نگاҐ میڪنטּ اما مهم نیس تویـہ این یـہ سال ᓘـیلے چیزا رو ؋ـهمیـבҐ اـᓘـلاقاҐ عوض شـב یـہ چیزایے رو بیشتر ڪرבҐ توᓘـوבҐ مثلا غرورҐ تو ایטּ یـہ سال ؋ـهمیـבҐ בو
-Two-
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
یه روز دیــــــگه یه صبح دیــــگه هی به خودم میگم گذشته اسمش با خودشه ینی گـــــــــــذشته، گذشته گذشته گذشت یادته گذشت یکی نیس به این مغر لعنتی بگه لطفا خفه شو فقط تنها چیزی که از گذشته نمیخوام از یادم بره حرف یه نفره نمیشه، نمیتونم ، مث خودش بهش نمیگما ولی همه میدونن بخوام یه نفرو تخریب کنم جوری ت
ایـن روزهــآ
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
این روزهــا کسیبه خودش زحمت نمیدهدیک نفر را کشف کند...زیبایی هایش را بیرون بکشد...تلخی هایش راصبر کندگذشته سیاهش را فراموش کندانسانهای این روزهاباور ندارند آدم گاهیمیتواند بداخلاق باشد...نخندد...یاحتی مریض باشد...آدم های امروزعشق هایی میخواهندبی هیچ عیبی!عشق های کنسروی میخواهندکه درش را باز کنندویک
-Three-
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 15:16
یه صبــــــح دیگه یه روز دیگه مَغزم به عبارتی رد داده واقعنمـ به بَعضی چیزا فِک میکنمـ دوس دارمـ سرمو بکوبم به دیوار بَعضی خاطره ها عَذابن عَذاب هَـــنوزمَ که هـنوزه وقتی به پارسال فِک میکنمـ میبینمـ ن تقصیر مَن بوده ن تقصیر اونا ولی هَمه یه جوراییـ تقصیر داشتن پَــــــس چرا هَمه فَقط منو میبینن؟ خد